حضرت مهدي (عج) وارث پيامبر(ص)
نويسنده :
مجتبي گودرزي
در ميان منجي گرايان ، و معتقدين به مهدويّت ، شيعه طايةدار اعتقاد راستين به وجود مصلح كل ، منجي بشر و پديد آورنده جامعهي ايده آل است . و در ميان اعتقادات و آموزهاي مهدويت ، مواريث پيامبر (ص) و وارث بودن حضرت مهدي (ع) يكي از مباحث جالب و سئوال برانگيز و در عين حال آموزنده است كه يا متروك مانده و يا كمتر به آن پرداخته شده و ابعاد و زواياي مختلف آن بررسي و تحليل نشده است . گرچه در بعضي آيات مانند آية « لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون » به آن اشاره شده و در روايات پيامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) به طور مكرّر آمده است و علماي اسلام و بزرگان همچون محمّدبن ابراهيم نعماني (ره) ، شيخ طوسي ، شيخ صدوق ، محمّد باقر مجلسي ، و .... آن روايات را در آثار خود آوردهاند . و برخي از علماي معاصر و مؤلفين نيز ،پس از نقل احاديث منظور ، توضيحاتي پيرامون آنها دادهاند . به هر جهت بر اساس برخي روايات حضرت مهدي (ع) وارث رسول خدا (ص) است . بررسيةاي دقيق و مطالعات در اين زمينه حكايت از وجود پيوندي عميق ميان خاتم النبييّن و خاتم الاوصياء (ع) دارد . حضرت مهدي (ع) هم وارث معنوي و حقيقي پيامبر (ص) در حوزههاي مختلف است . مانند : اخلاقيات، آداب ،سيره و روش حكومتي ، استمرار مسير نبوّت و امامت و در واقع كامل كننده و ثمرة آن ، و هم در سيره تربيتي و هدايتي در جهت هموار كردن مسير سعادت بشر و همچنين وارث امور مادّي است كه از پيامبر (ص) به او رسيده است . مانند : زره ، شمشير ، براق ، سحاب ، پرچم و ميراثهاي ديگر كه اين مقاله با توجّه به اهمّيت بحث از ميراث در صدد بيان و بررسي ابعاد مختلف آن است . و از آنجا كه در مباحث ديني و كلام جديد ، در مبحث زبان دين بعضاً اين گونه القاء ميشود كه گزارههاي ديني علامت هستند و جنبةنمادين و سمبليك دارند و امروزه با وجود ابزار آلات پيچيدة نظامي به كار نميآيند ، و همچنين وجود سؤالات و شبهات فراوان دربارة ميراث حضرت مهدي (ع) ،(در وجود، امكان، هدف و غرض كارايي و اهداف و...) همة اين موارد بر اهمّيت مضاعف تحقيق و پژوهش از موضوع ميافزايد . بي ترديد بررسي منابع مربوط و تبيين اين گونه موضوعات باعث آشنايي بيشتر افراد جامعه نسبت به مباحث مهدوي و نيز پي بردن به كارايي مواريث پيامبر (ص) در حكومت حضرت مهدي (ع) ميگردد . امّا سؤالاتي كه در اين تحقيق مطرحاند و به دنبال پاسخ آنها هستيم ، عبارتند از :
1- اينكه در روايات تصريح شده كه حضرت مهدي (ع) وارث رسول خدا(ص) است . مقصود چيست؟
2- نقش تراث در حكومت آن حضرت چيست ؟
3- چرا حضرت مهدي(ع) با تراث رسول خدا (ص) ظهور ميكند ؟
4- حضرت مهدي (ع) در چه مواردي وارث پيامبر (ص) است ؟
واژگان كليدي : مهدي (ع) ، وارث ، پيامبر (ص) ،
مفهوم شناسي ارث : ارث در لغت از مادة ورث ، يرث ، ارث ، ميراث و تراث و به معناي اموالي است كه پس از مرگ كسي باقي ميماند و معناي مصدري آن ، ارث بردن و معناي اسم مصدري يا اسم مفعولي آن مال موروث ميباشد . تراث ، ميراث ، ماترك و تركه نيز به معناي مال الارث است .ابن منظور در ذيل واژة ورث آورده است : ( ورث : الوارث : صفه من صفات الله عزوجل و هوالباقي الدائم الذي يرث الخلائق و يبقي بعد فنائهم و الله يرث الارض و من عليةا و موخير الوارثين اَي يبقي بعد فناء الكل .... و قال الله تعالي اخباراً عن زكريا و دعائي ايّاه : هب لي من لدنك ولياً يرثني و يرث من آل يعقوب ، اَي يبقي بعدي فيصير له ميراثي .....) « وارث ، صفتي از صفات خداوند است و او باقي و دائمي است كه ارث ميبرد خلائق را و پس از فاني شدن خلائق و موجودات ، باقي ميماند و خداوند زمين و موجودات روي آن را ارث ميبرد و او بهترين وارث است يعني پس از فناء تمام هستي ، او باقي است و خداوند خبر داده است از زكريا و دعاي او كه گفت : خدايا تو از لطف خاص خود فرزندي به من عطا فرما كه او وارث من و همه آل يعقوب باشد يعني پس از من باقي بماند و ميراث من به او تعلّق گيرد . » سپس ارث را فقط در امور مادّي بيان نكرده بلكه در ادامه آورده است : ( و قوله عزوجل : و ورث سليمانُ داودَ قال الزجاج : جاء في التفسير انه ورّثه نبوّته و مُلكه و روي انه كان لداود (ع) تسعه عشر ولداً فورثه سليمان من بينهم ، النبوه و الملك.....) « و دربارة كلام خداوند كه فرمود : سليمان از داود ارث برد . زجاج گفته است: در تفسير آمده ، سليمان از داود نبوّت و مُلك را ارث برد و روايت شده كه حضرت داود (ع) 19 فرزند داشت و سليمان از ميان آنها ، نبوّت و مُلك را ارث برد ...» . با توّجه به معناي لغوي ارث ، ميتوان گفت : اوّلاًارث چيزي است (اموالي است ) كه پس از مرگ و فناء كسي باقي ميماند . و وارث كسي است كه اين اموال واشياء پس از مرگ موّرث به او ميرسد گر چه در نهايت خداوند مالك همة اشياء و موجودات است و در نتيجه وارث تمام وارثين و بهترين وارثين است . ثانياً : ارث فقط شامل امور مادّي نميشود بلكه در معنويات و امور غير مادّي مانند : نبوّت و سلطنت نيز استعمال شده است . همانگونه كه حضرت سليمان (ع) ، نبوّت و سلطنت را از حضرت داود (ع) به ارث برد . امّا در مباحث شرعي ، ارث عبارت است از استحقاق شخصي (وارث) از مال شخصي مرده (موّرث) يا حقّي از حقوق شرعية او ، بنابراين ارث محقّق نميشود . مگر به موت حقيقي يا موت فرضي يا موت فرضي مورّث .ارث در اصطلاح رايج به خصوصيات جسماني و يا اخلاقي انسان نيز تعبير ميشودچنانكه ميگويند : شجاعت يا ...... يا خوش خطي يا ... را از پدر يا اجداد خود به ارث برده است .در قرآن كريم در 35 آية كلمه ورث و مشتقات آن ذكر شده كه در 3 آية از آنها موضوع ارث و نحوة تقسيم آن و فروض مربوطه بيان شده است ، و در كتب فقهي ، نسب و سبب به عنوان دو عامل و سبب ارث مطرح شده اند. مفسّرين در تفسير آية 6 از سوره مريم آورده اند : ارث داراي مفهوم وسيعي است كه هم ارث اموال را شامل ميشودو هم ارث مقامات معنوي را ، چرا كه افراد فاسد صلاحيّت اختيار اموال و رهبري معنوي مردم را ندارند به همين جهت خوف و نگراني حضرت زكريّا در هر دو صورت قابل توجية است . و خداوند متعال اين نگراني را بوسيله فرزندي كه به او بشارت داده بود يعني يحيي ، بر طرف كرد و يحيي نيز وارث مقامات معنوي ، نبوّت ، علم ، رهبري ، و وارث امور مادّي زكريّا شد . در جايي ديگر خداوند متعال پس از بيان صفات مؤمنين مانند : امانت داري ، وفاي به عهد ، حفاظت بر نماز و.... ميفرمايد : (اولئك هم الوارثون ، الذين يرثون الفردوس هم فيةا خالدون ) « مؤمنان وارثان هستند ، كساني كه بهشت را به ارث ميبرند و در آن تا ابد باقي خواهند ماند.» بهشت و فردوس كه مقام معنوي مؤمن است به ارث ميرسد و مؤمنان وارث آن خواهند شد . با توجه به آيات فوق ميتوان گفت : ظهور واژة ارث در قرآن كريم براي اموال قطعي نيست چرا كه خداوند آن را كراراً در ارث معنوي نيز به كار برده است . علاوه بر آن رواياتي در ذيل اين آيات نقل شده كه تائيد ميكند مراد از ارث در اينجا ، جنبهي معنوي آن است . مانند : روايتي كه امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل ميكند و ميفرمايد : عيسي بن مريم (ع) از كنار قبري گذشت كه صاحب آن در عذاب بود. سال آينده نيز عبورش از آنجا افتاد ملاحظه كرد كه صاحب قبر در عذاب نيست ،پس از سؤال از پروردگار ، به او وحي شد كه صاحب اين قبرفرزند صالحي داشته است كه جادهاي را اصلاح و يتيمي را پناه داده و خداوند او را به خاطر عمل فرزندش بخشيده است ، سپس پيامبر (ص) فرمود : ميراث خدا به بنده مؤمنش اين است كه فرزندي به او بدهد كه بعد از وي مطيع فرمان خدا باشد. مؤيد ديگري كه حكايت از وسعت مفهوم ارث دارد ، عباراتي است كه در برخي ادعية وجود دارد . مانند زيارت امام حسين (ع) كه در سلامهاي خود به آن امام (ع) او را وارث آدم (ع) و نوح (ع) و موسي (ع) و عيسي (ع) ميدانيم و خطاب ميكنيم ،و نيز در برخي از روايات از حضرت مهدي (ع) ، وارث پيامبر (ص) و امامان (ع) ياد شده است و روشن است كه اينگونه ميراثها نميتواند فقط ميراث مادّي باشد . بنابراين ارث داراي مفهوم وسيعي است كه شامل ارث مادّي و معنوي هر دو ميشود . و ارث بردن در امور مادّي نياز به ارتباط سببي و نسبي ميان وارث و موّرث است .ولي در بحث از پيامبران و اوصياي ايشان نياز به اين ارتباط نيست . چون سخن از هدايت و اجراي قوانين الهي است و نيز در ارث معنوي ملاك ارتباط قوي و وثيق ميان وارث و موّرث است . و طهارت و پاكي واسطهي ارث بري است .
تراث پيامبر (ص) :
منظور از ميراث پيامبر (ص) و مواريث پيامبران كه در اختيار حضرت مهدي (عج) است ، تركه ميّت يعني اموالي باقي مانده از او نيست . بلكه آن اشياي نخبه و نفيس است كه بعلاوه ميراث معنوي ، از يك وصي به وصيّ بعد منتقل ميگردد . اين مواريث از پيامبران قبل به پيامبر اسلام رسيده كه پس از وفات پيامبر (ص) اين مجموعه همراه با ميراثهاي شخصي به جانشين بر حق ايشان يعني امام علي (ع) و پس از ايشان به امام حسن مجتبي (ع) و پس از وي به .... و در نهايت به خاتم الاوصياء دوازدهمين جانشين و وارث پيامبر (ص) يعني حضرت مهدي (ع) رسيده است و هم اكنون در نزد ايشان تا زمان ظهور محفوظ خواهد ماند . اين مواريث در دو قسمت مادّي و معنوي قابل بررسي و تحليل است .
الف) تراث مادّي : در روايات متعدّد به امور و اشياي نفيسي كه از ناحية پيامبران و اوصياي الهي در ميان آنها به ارث رسيده و به پيامبر اسلام (ص) منتقل شده ، و در نهايت به وارث بزرگ دين محمدّي (ص) خواهد رسيد . تصريح شده و نمونههايي از آنها نيز بيان شده است گرچه وجود چنين ميراثي داراي علّت و فلسفهي خاصّي ميباشد كه در جاي خود مورد بحث قرار خواهد گرفت امّا در اين قسمت به نمونههايي از آن مواريث ارزشمند و توضيحات اجمالي پيرامون آنها بر اساس روايات موجود كه از شيعه و سنّي نقل شده خواهيم پرداخت . بدون ترديد مواريث مذكور هم اكنون نزد تنها وارث حقيقي پيامبر (ص) ، حضرت مهدي (ع) ميباشد و با همين مواريث در زمان مشخّص و معيّن به اذن خداوند ظهور خواهد كرد .
در چندين روايت آمده است : پيامبر (ص) بارها امام علي (ع) و فرزندانش را يك به يك با اسم آنها نام ميبرد و وارث خود ميدانست. و ما در عصر غيبت هر زمان كه متوّجه آن امام غائب ميشويم ، براي عرض اسلام و ارادت اعتراف ميكنيم ، او شخصيّتي است كه وارث تمام انبياء و اوصياء به ويژه رسول گرامي اسلام (ص) و ائمه اطهار است . و تمام آثار و ميراث آنها در نزد وي موجود است . ( السلام علي وارث الانبياء .... و لدية موجودٌ آثار الاصفياء) و در واقع او وارث زمين و آنچه در آن است ميباشد همانگونه كه پيامبر اسلام (ص) فرمود : « القائم المهدي (ع) هو وارث الارض و ما فيةا» امّا نمونههايي از اين مواريث عبارتند از :
1) پرچم رسول خدا (ص) : پرچم اسرار آميزي است كه امام باقر (ع) فرمود : « هنگامي كه قائم (ع) ظهور كند پرچم رسول خدا (ص) را به مردم نشان ميدهد» و امام صادق (ع) نيز در وصف آن چنين آورده است : « جبرئيل آن پرچم را روز بدر آورد و رسول خدا (ص) آن را در روز بدر برافراشت آنگاه آن را پيچيد و به علي (ع) داد. آن پرچم نزد علي (ع) بود تا اينكه آن را در جنگ جمل باز كرد و خداوند وي را با آن پرچم پيروز نمود .آنگاه آن پرچم را در هم پيچيد و هم اكنون نزد ماست .آن را كسي نميگشايد تا آنكه قائم (ع)قيام كند . وقتي كه قيام نمود آن را باز ميكند » بر اساس روايات ، اين پرچم از برگ درخت بهشتي است كه آن را جبرئيل در جنگ بدر به اهتزاز درآورد اين پرچم به سوي هيچ قومي عزيمت نميكند مگر اينكه خدا آنها را نابود ميكند و روي آن نوشته شده « البيعه لله» اين پرچم به هنگام ظهور به سخن ميآيد و ميگويد : اي ولي خدا برخيز و دشمنان خدا را بكش و چون حضرت آن را بگشايد در دل دشمنان ترس شديدي وارد ميشود و هر كس از آن پرچم پيروي كند و همراه با پرچم گام بردارد با ما اهل بيت (ع)بوده و نجات خواهد يافت و هر كس از آن جلو بيافتد و يا عقب بماند افراط يا تفريط كند نابود ميشود. در روايت ديگري امير المؤمنين علي (ع) فرمود : اين پرچم ديگر باز نميشود مگر به دست مهدي (ع). و نيز در روايتي از امام زين العابدين (ع) چنين نقل شده است كه فرمود : « گوئي صاحب شما را با چشم خود ميبينم كه در پشت كوفه وارد نجف شده و ياران و پيروان پدرش همراه او در زير پرچم رسول اكرم (ص) است كه آن را برافراشته و به دست گرفته ...» با عنايت به روايات فوق اين پرچم با تمام اوصاف شگفت انگيزش به عنوان يكي از مواريث پيامبر (ص) در نزد حضرت مهدي (ع) ميباشد و در وقت معيّن به اذن الهي با آن پرچم ظهور خواهد كرد .
2) پيراهن رسول خدا (ص) : يكي ديگر از مواريث مادّي ، پيراهن رسول خدا (ص) است ، پيراهني كه پيامبر در جنگ احد پوشيده بود و او را از اصابت تير دشمن محافظت ميكرد ، در روايتي از امام صادق (ع) دربارة حضرت مهدي (ع) و وسايل شخصي او آمده است . « ... بر تن او (مهدي«ع») پيراهن رسول خدا (ص) است همان پيراهني كه در روز احد با پيامبر (ص) بود....» اين پيراهن همان پيراهني است كه پيامبر (ص) وقتي مجروح شد و دندان مباركش شكست ، قطرهاي از خون بدنش بر اين پيراهن ريخت كه بعدها امام صادق (ع) آن را به يكي از اصحابشان نشان دادند . به نظر ميرسد اين پيراهن غير از آن پيراهني است كه حضرت با آن به معراج رفته بود و نيز اين دو پيراهن غير از پيراهني است كه از حضرت ابراهيم (ع) به ارث برده بود . كه داراي اسرار و شگفتيهاي خاصّي است از جمله : عايق از سرما و گرما ، داراي بوي بسيار خوش كه از فرسنگها به مشام ميرسد و شفابخش بودن آن . البّته هر سه پيراهن به عنوان ارث در نزد حضرت مهدي (ع) است كه دو پيراهن از رسول خدا (ص) است و يك پيراهن از حضرت ابراهيم (ع) كه اين پيراهن را نيز از پيامبر اسلام (ص) به ارث برده است . و در هنگام ظهور ، آنها را همراه خود دارد .
3) كتاب جامعه : كتاب جامعه يكي از مواريث ميباشد كه بر اساس روايات ، كتابي است كه مطالب آن از دو لب مبارك پيامبر (ص) صادر شده و حضرت علي (ع) آن را به خط خود نوشته است ، به همين جهت اين كتاب ، به كتاب جامعة علي (ع) نيز مشهور ميباشد . در روايتي ابو بصير نقل كرده است : خدمت امام صادق (ع) رسيدم و گفتم فدايت شوم سؤالي دارم ، امام (ع) فرمود اي ابا محمد هر چه ميخواهي بپرس . گفتم : شيعيان شما بر اساس احاديثي مدّعي هستند كه پيامبر (ص) بابي از علم را به روي علي (ع) گشود كه ا ز آن هزار باب ديگر گشوده ميشود . امام (ع) فرمود : ما جامعه داريم و آنها چه ميدانند كه جامعه چيست ؟ پرسيدم : جامعه چيست ؟ فرمود : صحيفهاي است به درازاي هفتاد ذراع به ذراع رسول خدا (ص) و املاي وي كه تمام مطالب آن يك به يك از دو لب مبارك ايشان بيرون آمده و علي (ع) آن را با خط خود نوشته است . در آن صحيفه از هر حلال و حرامي و از هر آنچه مردم به آن نياز داشته و دارند ، سخن رفته است . حتّي دية يك خراش سطحي بر پوست بدن .
در واقع رسول خدا (ص) مجموعه احكام اسلام را بر امير المؤمنين (ع) املاء فرموده و آن حضرت آن را به صورت كتابي به نام جامعه جمعآوري كرده است . و اين مجموعة با ارزش به ترتيب نزد ائمه (ع) بوده و آن بزرگواران برخي اوقات مطالبي از آن را بر مردم عرضه ميداشتند و به همين جهت مردم نياز بيشتري به امامان (ع) داشتند و از علوم مندرج در اين كتاب بواسطة حاملان آن استفاده ميكردند و امامان معصوم نيز بنا به نياز و شرايط و ظرفيّتها از آن احكام استفاده كرده و آن را در جامعه جاري ميساختند . در منابع اهل سنّت نيز به تعليم و آموزش حضرت علي (ع) توسط پيامبر (ص) اشاره شده است ، از جمله ابن ماجه از علي (ع) روايت كرده كه ايشان فرمود: من سحرگاهان هر روز به خدمت پيامبر (ص) ميرسيدم و از پشت در ميگفتم : السلام عليك يا نبيّالله ، اگر آن حضرت آهسته وآرام سرفه ميكرد ، به خانه باز ميگشتم و گرنه داخل ميشدم. در اين ملاقاتها پيامبر به علي (ع) دستور نوشتن ميداد و ميفرمود : آن را براي شريكانت يعني امامان بعد از خودت بنويس و سپس با اشاره به امام حسن (ع) فرمود : اين نخستين آنان است و سپس فرمود : امامان از فرزندان حسين (ع) هستند.
روايات ديگري در اين موضوع وجود دارد كه بيانگر اين مطلب است كه تمامي مواريث پيامبر (ص) به علاوه كتاب جامعه به علي (ع) و سپس امامان بعد يكي پس از ديگري به ارث رسيده است، حتّي برخي روايات چگونگي اين انتقال را نيز بيان كردهاند. و همچنين برخي ديگر ، حاكي از رجوع امامان (ع) در اين كتاب شريف و استفاده از آن است به هر جهت از مطالب فوق بدست ميآيد كتاب جامعه كه يكي از مواريث پيامبر است هم اكنون در دست آخرين وصيّ رسول خدا (ص) يعني حضرت مهدي (ع) است .
4) شمشير ، جفر سرخ و جفر سفيد : از اين سه ميراث ، به عنوان سلاح آن حضرت ياد ميشود ، با اين تفاوت كه از شمشير ، سلاح سرد و از جفر سرخ ، سلاح گرم و از جفر سفيد ، احكام جزايي براي اجراي عدل تعبير ميشود گرچه شايد بر سه ميراث ، حكايت از قدرت و يا كناية از قدرت حضرت مهدي (ع) باشد كه از رسول خدا (ص) براي او به ارث رسيده است . از امام باقر (ع) روايت شده است : « زمانيكه حضرت مهدي (ع) از مكه خارج ميشود ، ده هزار سرباز سلحشور او را در ميان گرفتهاند جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از طرف چپ او حركت ميكند ، و آن حضرت شمشير ذوالفقار پيامبر (ص) را در دست ميگيرد » اين روايت بيانگر به ارث رسيدن شمشير پيامبر (ص) به امام مهدي (ع) است كه در حركات رزمي و نظامي از آن استفاده خواهد كرد . و امّا دربارة جفر سرخ و سفيد امام صادق (ع) فرمود : « اگر چه جفر سرخ دست من است امّا بازگشايي و به كارگيري آن مخصوص قائم (ع) است حسين بن ابي العلاء ميگويد : عرض كردم در جفر سرخ چيست ؟ فرمود : اسلحه است و آن تنها براي خونخواهي گشوده ميشود . سپس امام (ع) فرمود : جفر سفيد نيز در دست من است عرض كردم در آن چيست ؟ فرمود : زبور داود (ع) و تورات موسي (ع) و انجيل عيسي (ع) و صحف ابراهيم (ع) و حلال و حرام و مصحف فاطمه (س) در آن است آنچه مردم به ما احتياج دارند حتّي مجازات يك تازيانه و نصف تازيانه و تازيانه و جريمة خراش در آن است . » سپس حضرت براي تفهيم معناي واقعي جفر سرخ انگشت مبارك را به گلوي خود كشيد و فرمود : اين چنين ، يعني كشتن دشمنان خدا .
بدون ترديد مواريث پيامبر (ص) كه ما نمونههايي از آن را بر اساس روايات نقل كرديم در نزد ائمه هدي (ع) دست به دست گرديده تا به دست حضرت صاحب الآمر (ع) رسيده است . كه در زمان معّين به اذن خداوند با آن مواريث ظهور خواهد كرد . پر واضح است كه در روايات مواريث مادّي پيامبر (ص) مختص به اين چند نمونه نيست ، اشياي ديگري مانند : عمّامه ، زره ، براق ( مركبي كه پيامبر (ص) را به معراج برد ) و نيز مواريث ديگري كه از انبياي سلف به پيامبر (ص) رسيده است مانند : عصاي موسي (ع) ، انگشتر سليمان (ع) ، پيراهن يوسف (ع) ، تابوت سكينه يا صندوق عهد ، پيراهن ابراهيم (ع) و .... كه هر يك داراي آثار شگفت و اسرارآميزي است ، همگي از مواريث رسول خدا (ص) است كه از طريق ايشان به امام مهدي (ع) به ارث رسيده و نزد ايشان محفوظ است .
ادامه دارد......................................
- سوره انيباء آية 105 ، ترجمه : « در كتاب زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان صالح به ارث ميبرند
- مانند كتاب موعود امم از شيخ عباس شيخ الرئيس و موعود اديان از آيت الله منتظري و سيماي امام زمان (ع) از محمد مهدي تاج لنگرودي و...
- لسان العرب ، ابن منظور ج6 ص 424
- مال اعم است از مال منقول يا غير منقول
- مانند : حق قصاص يا حق خيار فسخ
- موت فرضي حكم موت غايب مفقودالاثري است كه از طرف حاكم شرع و دادگاه صالح صادر ميگردد
- آيات 10و11و175 سوره نساء
- ر.ك دائره المعارف تشيع ج 2 ، ص 57 ، نشر شهيد محبّي ج چهارم
- ر- ك ، تفسير نمونه ، ج 13 ، ص 12
- سوره مؤمنون ،آية 11
- مانند آية32 فاطر و آية 53 مؤمن
- نور الثقلين ، ج3 ، ص323
- در مباحث بعد به آن اشاره خواهد شد
- بحار ، ج 33 ، ص18
- مفاتيح الجنان ، زيارت امام عصر (ع) ،« سلام بر وارث پيامبران و آثار برگزيدگان خدا نزد اوست . »
- نجم الثاقب ،ص 187 .« قائم مهدي (ع) وارث زمين و هر آنچه كه در آن است ميباشد»
- بحار ، ج 52 ، ص 351 ، ح 105
- غيبت نعماني ، باب 13 ، ج 28
- منتخب الاثر ، ص319 و 312 و 462
- كمال الدين ، ص 268
- بحار ، ج52 ، ص 360
- همان
- همان
- همان
- بحار ،ج51 ، ص135
- غيبت نعماني ، باب19 ج2
-الكافي ، محّمد بن يعقوب كليني ، ج1 ، ص231 و بحائر الدرجات ، صفار قمي ، ص151 .
- سنن ابن ماجه ، باب استئذان ، كتاب الادب ، و مسند احمد ج 1 ، ص 58 .
- ينابيع المودة ، حنفي قندوزي ص 20 ، و بصائرالدرجات ص 167 .
- ر.ك ، الكافي ، ج 1 ص 297 ، و الوافي ج 2 ص 79 .
- ر.ك ، الكافي ، ج 1 ص 235 ، و كتاب الغيبة طوسي ص 128 و بحار ج 46 ص 18 .
- ر.ك ، من لايحضر الفقية ، صدوق ج 4 ص 151 و الكافي ج 7 ص 40 ، ح 1 .
- بحار ، ج 51 ، ص157 و ج52 ، ص283
- اصول كافي ، ج1 ، ص240
- بحار ، ج 52 ، ص313
- عن الصادق (ع) : انه يخرج موتوراً غضبان ... علية قميص رسول الله (ص) و عمامته السحاب و درع رسول الله و سيف رسول الله ذوالفقار و .... بحار ، ج52 ، ص361
- عن الصادق (ع) : يكون معه عصا موسي و خاتم سليمان . منتخب الاثر ، ص 221 و عن الرسول (ص) : يظهر علي يدية تابوت السكينه من ... بحار ، ج52 ، ص390