|
چكيده : كرامت به معناي شرافت و حيثيت ذاتي براي انسان به دليل انسان بودنش، مورد قبول اكثر مكاتب بشري است. و در اسلام، انسان از دو نوع كرامت بهرهمند است. 1 – كرامت ذاتي؛ 2 – كرامت اكتسابي . كرامت ذاتي مربوط به همة انسانهاست و غير اختياري است و بايد خدا را بر اعطاي آن به انسانها ستود. كرامت اكتسابي مربوط به كساني است كه تلاش كرده و با اختيار خود آن كرامات را كسب كردهاند،كه بحث ما نيز در همين قسم ميباشد. در اين زمينه آيات قرآن و روايات زيادي از صاحبان كرامت، ائمه اطهار7، مبني بر تشويق به كسب كرامات انساني وجود دارد، علاوه بر اين كه خود، الگو و اسوه و عامل آن كرامات بوده اند. بسياري از اين كرامات پس از عصر ائمه7 و در عصر غيبت، يا فراموش شدهاند و يا به دليل عمل نكردن به آنها، كم رنگ شده و در معرض فراموشي ميباشند. كه رواياتِ بيان كننده وضعيت مردم و خصوصيات انسانهاي عصر غيبت در قالب فراموشي دين و يا عمل نكردن به دين، از بين رفتن ارزشها، غريب بودن دين و ...... دليل و گواه آن است. و در ميان آن كرامات، دو كرامتِ عزت نفس، و توجه به جايگاه انسان،و بهره مند شدن از آن، به دليل ارتباط داشتن با بسياري از كرامات ديگر و اهميت آن از ويژگي خاصي برخوردارند كه اگر مسلمانان و منتظران ظهور امام مهدي4 در كسب آن كرامت و پيدا كردن جايگاه خود و پي بردن به توانائيهاي خود، حركت كنند. نتيجهي آن نجات از ذلت در تمام صحنههاي زندگي فردي و اجتماعي خواهد بود. علاوه بر اين كه در مسير كمال و رضاي الهي قرار خواهند گرفت. بيترديد ظهور امام 7 و تشكيل دولت و حكومت جهاني، ظهور كرامات انساني و دولت كريمهي مهدوي خواهد بود. اما در عصر غيبت علل و عواملي همچون هواهاي نفساني و شيطاني ، ضعف اعتقادات و باورها و غيبت امام زمان 7 و........ باعث فراموشي اين كرامات ميشوند. كه بايد با علاج علت اول و دوم، و نمونههاي آن، و خودسازي و ارتباط معنوي با آن حضرت و بهرهمند شدن از ولايت و امامت ايشان در عصر غيبت، لياقت درك ظهور و خدمت در ركابش را پيدا كرد. تا بتوان از حضور ظاهري و فيزيكي ايشان نيز استفاده كرد.
بسم الله الرحمن الرحيم كرامتهاي فراموش شدة در عصر غيبت مقدمه: كرامت انساني در عبارات و اشكال مختلف در شريعت و قانون اسلام به كرات ذكر شده و مورد توجه بوده است. قرآن كريم و احاديث رسيده از رسول اكرم 9 و ائمه اطهار: مملو از كرامتهاي انساني است، در طول تاريخ پر افراز و نشيب اسلام هنرمندان، ادباء، بزرگان و شعراء از اين كرامت ها غافل نبودهاند. و اساس زندگي اجتماعي خود را بر آنها نهادهاند. سالها پيش شيخ مصلح الدين سعدي، بر اساس تعاليم انساني و اسلامي، بنيآدم را از يك گوهر دانسته است. «در جوامع اسلامي حقوق اساسي و بنيادين انسان مانند: حق حيات – حق آزادي انديشه – حق امنيت – حق تعيين سرنوشت و .........حقوق فطري و غير قابل سلب هستند كه انسانها به خاطر انسان بودنشان و به دليل كرامت انساني بايد از آنها برخودار باشند نه به دليل ضرورتها و مقتضيات خاص اجتماعي و شرايط زماني و مكاني، اين گونه حقوق از بديهيات عقل عملي است ». «امروزه يكي از اصول پنجگانة ثابت حقوق بشر، اصل كرامت انساني است.» در تعاليم نوراني اسلام انسان داراي جايگاهي بس عظيم و مورد تكريم خداوند است.خداوند انسان را از كرامتهاي ذاتي مانند: عقل، استعداد و توان بالا در تسخير عالم، هوش و ........ بهرهمند ساخته تا با بهرهگرفتن و بكار بردن صحيح آنها، كرامتهاي ديگري را كسب كند و به اصلاح نفس و تربيت آن بپردازد و براي ظهور منجي عالم آماده شود. (در عصر غيبت)، و پس ازتبليغ آنها درجامعه، زندگي را با آن كرامتها عجين سازد و به سعادت ابدي نائل گردد. بديهي است. انحطاط اخلاقي و رواني و فرهنگي و گسترش فساد و دين گريزي و نيز در بعضي موارد دين ستيزي و پايمال كردن ارزشهاي انساني و نيز در ميان دينداران نگاه سنتي و كهن و سطحي نگري به تعاليم ديني و ...... و از سوي ديگر اشتياق مشتاقان و عاشقان مهدويت به كرامتهاي انساني در جهت خودسازي و دگر سازي و ايفاي نقش در حكومت موعود مهدوي ضرورت سخن از كرامتهاي فراموش شدة انساني را به خوبي روشن مي سازد بنابراين در عصر غيبت، با دقت در متون غني اسلامي، در مييابيم، كرامتهاي انساني متعددي وجود دارند كه نه تنها در قرآن و احاديث مورد توصيه و تـأكيد رهبران آسماني بوده است بلكه خود نيز،آنها را رعايت ميكردند ولي امروزه يا به فراموشي سپرده شدهاند و يا به علت كم رنگ شدن و كم توجهي به آنها در معرض فراموشي قرار دارند، و يا به آن كرامتها در عمل توجه كافي و وافي نميشود. كه مجال توجه و رويكرد جديدي را ميطلبد.بدين جهت اين مقاله در صدد پاسخ به اين پرسش است. كه، كرامتهاي فراموش شدة انساني در عصر غيبت چه چيزهايي است؟ و دليل و علل فراموشي آنها چيست؟، البته حوزة بحث در اين مقاله نقلي است كه پس از بيان واژگان كليدي و مفهوم شناسي و ذكر نمونههائي از اين كرامتها (به دليل كثرت آنها)، به علت و دلائل فراموشي كرامتها پرداخته شده و در انتها از مطالب مذكور نتيجهگيري به عمل آمده است. – واژگان كليدي: كرامت – عزت – خليفة الله - كرامت: كرامت در فارسي به معناي بزرگي ورزيدن وبزرگواري و بخشندگي است. و در لغت عرب به دومعنا آمده است: 1 – امر خارق العاده، معجزه 2 – عزت، شرافت، احترام و بزرگي اين واژه از كَرُمَ و يكي از مصادركَرَم است. كه به معناي جود و تقوي است، كريم نيز يكي از مشتقات آن است و از جهت معنا هم رديف معناي كرامت است. يعني كسي كه بواسطة بزرگي (يقبل اليسير و يعطي الكثير) . «كم را قبول ميكند و زياد اعطاء ميكند» بيترديد معناي دوم كرامت در اين مقاله مورد نظر است، چرا كه يكي از صفات انساني است، و فقط مختص به انبياء و اولياي الهي نيست، بلكه هر انساني ميتواند آن را كسب كند.
2 – عزت: در فرهنگ فارسي عزت به معناي ارجمندي است و مقابل آن ذلت است. و در زبان عرب عزّة از عَزَزَ و مصدر آن، عِزّاً و عزّةً به معناي برئ شدن از ذلت وبه معناي قوة و غلبه ميباشد. ابن منظور در لسان العرب چنين آورده است: «العِزّ خلاف الذل و في الاصل القوة و الشدة الغلبه و الرفعة و درجاي ديگر مينويسد: رجالٌ عزيزٌ: منيع لا يغلب و لا يقهر ... و اَعَزّه الله: كَرٌمت عليه. ........ و عَزَّا اي كَرٌم) عز خلاف ذلت است و در اصل به معناي قوت ، شدت ، غلبه و بلندي است. مرد عزيز يعني كسي كه مناعت دارد و مغلوب و مقهور نميشود و اين كه گفته ميشود خداوند فلاني را عزت داد يعني، مورد كرامت خدا قرار گرفت و عز به معناي كَرٌم است. لذا عرب به زمين سخت كه آب در آن نفوذ نميكند، عزاز ميگويد. با عنايت به معاني واژه عزت، آن چيزي كه مشترك بين معاني است و به نحوي در استعمالات مختلف اين واژه ملموس است، همان بزرگواري و ارجمندي است كه از صفات انساني محسوب ميگردد به طوري كه خواري حقارت و مغلوب شدن و مقهور شدن را بر نميتابد. اين واژه هم دريف واژه كرامت و گاهي نيز به معناي كرامت انساني است و حتي ميتوان گفت: زير بناي بسياري از كرامت هاي اكتسابي انساني است كراماتي مانند: جهاد،وحدت،استقامت،اطاعت و.......... و مراد از عزت در اين مقاله همين معنا است. 3 – خليفةالله: خليفه به معناي مستخلف و سلطان اعظم و جمع آن خلفاء و خلائف است. ابن منظور مينويسد، (خليفه مشتق از خَلف است و الخَلف ضد قٌدام ........ و جلست خلف فلان اي بعده ......... و خَلَفَ فلان فلاناً اذا كان خليفة يقال: خلفه في قومه خلافةً و الخليفه: الذي يستخلف ممن قبله ......... و بقوله عزوجل يا داود انا جعلناك خليفةً في الارض الخيفة السلطان الاعظم .......) «و خلف ضد قدام و پيش رو است ... و اين كه گفته ميشود نشستم خلف فلاني يعني بعد از او ... و فلان شخص فلاني را خليفه كرد يعني او را پس از خود در ميان قومش، خلافت داد ... و خليفه كسي است كه جانشين قبل خود ميشود و آية شريفةي داود ما تو را در روي زمين خليفه قرار داديم. يعني تو را سلطان اعظم كرديم و سلطنت داديم.» با توجه به معناي واحد از خليفه كه همان جانشيني و قرار گرفتن در مكان ديگري و مقام سلطنت است، زماني كه خليفه به الله اضافه ميشود به معناي جانشين خداوند استعمال ميگردد كه در فرهنگ اسلامي، خليفة اللهي مقام انسان كامل است، و ديگران براي رسيدن به آن مقام كه رضايت الهي را به همراه دارد. ترغيبت و تشويق شدهاند. مرا د از خليفة الله در اين مقاله كه جايگاه انسان را بيان ميكند همين معنا ميباشد. بدون شك، توان و قوه و استعدادي كه خداوند در نهاد هر انساني قرار داده است كرامت ذاتي است ولي رسيدن به آن مقام و يافتن ارزش واقعي كه نياز به حركت و عمل دارد و اختياري است، كرامت اكتسابي است كه مورد بحث ما همين قسم است. كرامت انساني: مفهوم كرامت در ادبيات فارسي تغييرات فراواني كرده است. تا نيم قرن اخير كرامت مفهوم يك صفت اختصاصي براي افراد خاص بود. تركيب اين كلمه با كلمه انسان، مفهوم جديدي به دست آورد كه كاربرد آن به دورة پس از انقلاب اسلامي و حتي يك دهه اخير مربوط ميشود به ويژه در مباحث جامعهشناسي در باب دموكراسي كه ادعا ميشود «دموكراسي طلبي بدون كرامت انساني تنها به مدت كوتاهي قادر به ايجاد جاذبه است.» اساساً كرامت انساني بر فرديت فرد و شأن و منزلت حاصل از انسان بودن فرد متمركز است. به عبارت ديگر انسان صرفاً به دليل انسان بودن واجد شأني است(كرامت) كه هيچ قيد ديگري نميتواند آن را سلب كند. امروزه كرامت به معناي شرف و حيثيت و احترام ذاتي براي انسانها مورد قبول اكثر مكاتب است: در جهان غرب، سخن ايمانوئل كانت هنوز مورد بحث محافل است آنجا كه گفت: «ارزش فردي انسان همان كرامت و شرافت اوست. و هرگاه تمام لذات زندگي از دست برود حفظ مقام انساني اين زيان را جبران ميكند بايد انسان را به ذاته حرمت گذارد حتي هيچ انسان شروري را به عنوان انسان، نميتوان از احترام محروم كرد، زيرا انسانيت نميتواند در وجود او مورد بيحرمتي واقع شود گرچه با ارتكاب شرارت، خود را در عمل فاقد ارزش كرده باشد.» اما در اسلام، كرامت به معناي شرف و حيثيت و احترام ذاتي به عنوان اصلي كه ريشه در قرآن و روايات دارد مطرح است. قرآن كريم اين كرامت را براي بنيآدم در خلقت انسان ميداند و آيه (لقد كرمنا بني آدم .......) با لحني ستايش آميز تصريح به تكريم تمام فرزندان آدم دارد. خداوند اين كرامت و شرافت و بزرگواري را در سرشت و آفرينش انسان قرار داده است. در تعاليم اسلام سخن از دو نوع كرامت براي انسان است: 1 – كرامت ذاتي 2 – كرامت اكتسابي <!--[if !supportLists]-->1) <!--[endif]-->كرامت ذاتي: مقصود از كرامت ذاتي آن است كه خداوند انسان را به گونهاي آفريده، كه در مقايسه با برخي موجودات ديگر از لحاظ ساختمان وجودي، امكانات و مزاياي بيشتري دارد يا تنظيم وساختار امكاناتش به شكل بهتري صورت پذيرفته و در هر حال از دارايي و غناي بيشتري برخوردار است. اين نوع كرامت حاكي از عنايت ويژه خداوند به نوع انسان است و همه انسانها از آن برخودارند از اين رو هيچ كس نميتواند بر موجود ديگري فخر فروشد و آن را ملاك ارزشمندي و تكامل انساني خود بداند. بلكه بايد خداوند را بر آفرينش چنين موجودي با چنين امكاناتي ستود زيرا اين كرامت به اختيار انسان مربوط نيست و او چه بخواهد و چه نخواهد از آن برخوردار است. آياتي مانند: (لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم) و (ثم انشاناه خلقاً آخر فتبارك الله احسن الخالقين) و آيات فراواني كه از تفسير جهان و آفرينش و آن چه در زمين است براي انسان سخن ميگويد مانند: (سخر لكم ما في السموات و ما في الارض جميعاً) يا (خلق لكم ما في الارض جميعاً) همه بر كرامت تكويني و ذاتي نوع انسان دلالت دارند. منشأ اين كرامت، رابطة با ارزش خداوند با انسان است، كه از آية (و نفخت فيه من روحي) استفاده ميشود. <!--[if !supportLists]-->2) <!--[endif]-->كرامت اكتسابي: كرامت اكتسابي يا معنوي يا ارزش اخلاقي، در رابطه با اختيار مطرح ميگردد . مانند كرامتي كه خاص اهل تقواست. (ان اكرمكم عندالله اتقيكم)، لذا ستايش يا نكوهش اخلاقي در حق كساني رواست كه با اختيار و گزينش خود، كار پسنديده يا ناپسندي انجام ميدهند. انساني كه دو يا چند راه در پيش دارد و مختار است، آيا قبل از اِعمال اختيار مستحق مدح اخلاقي است؟ خير. آيا صحيح است كه همهي انسانها بدون توجه به راهي كه انتخاب ميكنند. مورد ستايش اخلاقي قرار گيرند؟ خير، پيش از انجام كار خوب يا بد جاي ستايش و نكوهش نيست. انسانها از ديدگاه ارزشي و كرامات اكتسابي با افعال اختياري ميتوانند به مقامات عاليه برسند. در اين جا حوزة مقايسه بين خود انسان است، يعني كساني كه به مقامات عالي رسيدهاند با كساني كه تنزل كردهاند، مقايسه ميشوند. بر خلافت كرامت ذاتي كه حوزة مقايسه در آنجا بين انسانها و موجودات ديگر است. در اين قسم كرامت (كرامت اكتسابي) سخن از اختيار است و حيوانات نباتات و جمادات داراي اختيار نيستند كه با انسان مقايسه شوند. «لذا اگر كسي بپرسد كه چگونه ميتوان گفت: انسان ميتواند به كمالي برسد كه بر حيوانات يا فرشتگان برتري يابد؟ در جواب ميگوييم: اگر چه اين ارزش اخلاقي در سايهي افعال اختياري مطرح ميگردد ولي بدين معنا نيست كه يك نوع كمال وجودي حقيقي براي انسان به هم نميرسد. بلكه مفاهيم ارزشي اخلاقي در سايهي ارتباط افعال اختياري انسان با كمال حقيقي حاصل از همان افعال، مطرح ميگردد. يعني نتيجهي ارزشهاي اخلاقي، كمالات تكويني روحي براي خود انسان است به عبارت ديگر انساني كه داراي ارزش اخلاقي مثبت است. واقعاً از نظر وجودي كاملتر است و صرفاً يك اعتبار محض نيست.» با توجه به پرسش و پاسخ فوق، همانطور كه استاد آيهالله مصباح يزدي در بحث كرامت انسان مطرح كردهاند ميتوان گفت: در كرامات اكتسابي گرچه نبايد انسان را با موجودات ديگر مقايسه كرد چون سخن از اختيار است ولي به لحاظ نتايج واقعي اين ارزشها و حصول كمالات حقيقي براي انسان باز مقايسه صحيح است. لذا ميتوان گفت: انسان در خلقت و آفرينش نسبت به موجودات ديگر بهرههاي تكويني بيشتري دارد.و ويژگي ديگر انسان اين است كه دائماً در حال نوسان است و ميتواند بهرهي بيشتري از اين كمالات و كرامات ببرد و خود را كاملتر كند و از همهي موجودات فراتر رود. و نيز ميتواند بر عكس عمل كند. يعني همه را از دست بدهد و از كرامات الهي داده شده بهره نبرد و يا بهرهي صحيح نبرد و در نهايت از حيوانات پستتر شود و بنا به گفتة قرآن كريم. (كمثل الحمار) يا (كمثل الكلب) يا (كالانعام بل هم اضل) شود. با عنايت به بيان اين دو نوع كرامت، بيترديد، مورد بحث ما، كرامات اكتسابي است. و اگر بعضي از كرامات ذاتي مانند: عقل، هوش ، استعداد و مقام انسان، داخل در بحث ميشوند و يا از آنها سخني به ميان ميآيد، به اعتبار نفس و وجود مطلق آن كرامات نيست. بلكه از اين جهت است كه چگونه بايد از آنها استفاده كرد؟ و در آن مسير مراتب و مراحل والاي آن را كسب كرد؟ به عبارت ديگر كسب كاركرد آن كرامت مقصود ماست. كه مقدمة آن، علم، توجه، تنبه و پاك كردن زنگارهائي است. كه حجاب آن كرامات شدهاند. و چون بحث از كرامات انساني، در حوزة اخلاقيات است. و موارد فراموش شده و كم رنگ شده آنها در عصر غيبت فراوان است. فقط به دو نمونهي مهم و زير بنايي نسبت به موارد ديگر، در اين مقاله اكتفاء مي كنيم . - كراماتهاي فراموش شده انساني در عصر غيبت: با نگاهي عميق و تحليلي به كرامت انساني و وضعيت و روند جامعه انساني به كرامتهايي ميرسيم، كه انسان از آنها غفلت كرده و خود را به آن كرامات مزين نساخته است و در كسب آنها يا سهلانگاري كرده و يا اساساً آنها را فراموش كرده است و با دور افتادن و فاصله گرفتن از آن كرامات، بر تاريكي و تيرهگي ها افزوده است. با اين كه همين انسان، از منبعي غني همچون: قرآن كريم و روايات اهل بيت7 ميتواند بهره بگيرد. و با نگاه به كرامات ذاتي انسان، ازآنها استفاده كرده و با پيبردن به توان واستعدادهاي الهي نهفته در وجودش، آنها را جهت دهي كند، و نتايجي را در مسير خودسازي و دگرسازي بدست آورده و با عمل به آنها، سعادت ابدي را كسب كند. بيشك، تعداد اين كرامات، كه مورد توصيه و تأكيد خداوند متعال و رهبران معصوم و آسماني است. ولي امروزه به فراموشي سپرده شده است. و يا در مرز فراموشي است، فراوان است. و بيان آنها خارج از حوصلة اين مقاله است.اما روايات متعدد در كتب ملاحم و فتن به فراموشي آن كرامات، در قالب عمل نكردن به دين و قرآن و .......اشاره ويا صراحت دارد بسيار است. از جمله: اين حديث امام علي 7 كه ميفرمايد: (يأتي علي الناس زمان لا يبقي فيهم من القرآن الا رسمه و من الاسلام الا اسمه و مساجدهم يومئذ عامره من البناء، خراب من الهدي، سكانها و عمارها شر اهل الارض منهم تخرج الفتنه) ( زماني بر مردم ميآيد. كه در آن از قرآن چيزي نميماند. مگر خط آن و از اسلام چيزي نميماند. مگر اسم آن مسجد ها در آن روز از جهت بناء و ساختمان آباد ولي از جهت هدايت خراب است. ساكنين و آباد كنندگان مساجد، بدترين اهل روي زمين هستند. از ايشان فتنه و آشوب پديد ميآيد.» با اندك تأملي به جهان اسلام و مسلمين و حكومتهاي اسلامي در اكثر بلاد اين قضيه به خوبي قابل لمس است.مثلاً قرآن و تعاليم اسلام كه يكي از بزرگترين موهبتهاي الهي است، و براي هدايت بشر آمده، مهجور است و به آن عمل نميشود. عدل و قسط كه هدف اقصاي نبوت است. دو گوهر ارزشمندي هستند، كه در هيچ زماني به نحو كامل، اجراء نشدهاند، و دغدغة دولتمردان، دولت هاي اسلامي نبوده است، چه رسد به دولتهاي كفر. و هر زمان كه نمونههايي از آن را در تاريخ حكومت امير مؤمنان امام علي ملاحظه ميكنيم، گرچه به وجد ميآئيم ولي از سوي ديگر از عدم اعمال عدالت و نيز عمل نكردن به عدالت توسط خودمان در زندگي فردي و اجتماعي، شرمنده ميشويم. عدالتي كه گمشدة انسانهاست و در رأس برنامههاي حضرت مهدي 4 است . (المهدي من ولدي تكون له غيبة اذا ظهر ... يملأ الارض عدلاً كما ملئت جوراً) «رسول خدا9 فرمود: مهدي از فرزندان من است. براي او غيبتي است و هنگامي كه ظهور كند زمين را پر از عدل خواهد كرد و همانطور كه پر از جور شده است.» و نيزتقوا به معناي حفظ نفس از آلودگيها و حفظ قانون خدا، كه ملاك گراميترين خلق خداست، و يكي از دستورات اكيد قرآني و روايي است. غالباً لق لقهي زبانها شده و توصيه كنندگان به آن خود بري از تقوا هستند. امروزه حيا و شرم، توكل كردن بر خداوند، مسئوليتپذيري، دستگيري از ضعيفان، احترام به ديگران، ترغيب به حسنات و اجتناب از سيئات، از زندگي افراد زيادي رخت بربسته و از ياد رفته است. اگر بخواهيم كرامات انساني فراموش شده در عصر غيبت را نام ببريم و پيرامون هر يك توضيحاتي بدهيم، مثنوي هفتاد من كاغذ شود. ولي دو كرامت مهم و زير بنايي، كه محل ظهوركرامات متعدد ديگري است و با آنها در ارتباط است و نيز مجال دقت و تأمل بيشتري را ميطلبد، قادر است در صحنهي عمل و زندگي ظهور يابد، عزت نفس و مقام انسان است . دو كرامتي كه راه نجات از ذلت و سلطه و نيز باعث گشودن درب كرامات ديگري همچون، جهاد، شهادت، عدالت و....... ميباشند. 1 – مقام و جايگاه انسان: سخن از مقام انسان و جايگاه او نسبت به ساير آفريدگان در فرهنگ بشري داراي سابقهاي ديرينه است . و ديدگاههاي گوناگوني در اين زمينه عرضه شده است. گفتهاند: انسان برترين آفريدگان است. و تا جايي كه دانش بشري بدان رسيده است موجودي كاملتر از انسان وجود ندارد. انسان موجودي است، داراي عقل، هوش و استعدادهاي گوناگون كه در فرهنگ قرآني مورد تكريم خداوند متعال است. و در مقابل، عدهاي او را خودخواه و خونريز ميدانند و به جنايات هولناكي كه از بشر سرزده استشهاد ميكنند. اساساً نوع نگرش دربارة انسان و معيارهاي ارزشي، به دور از مشخصههاي اعتباري ، نژاد و رنگ ،يعني فقط با ديدة كرامتذاتي و اكتسابي، خود زير بناي عدالت اجتماعي محسوب ميگردد. در بينش الهي همهي انسانها از يك شجرهاند و آفريدگار همه يكي است. (يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً و ...) ولي مشخصههايي چون تكبر ، خودخواهي و هواهاي نفساني سبب انحراف او مي گردد. مانند فرعون كه به علت تكبر و خودخواهي خود را برتر از ديگران ديد. (ان فرعون علا في الارض ........) در اسلام، همواره به انسان تذكر داده ميشود كه او كيست و چه مقامي دارد. چرا كه خواست خداوند براي انسان كمال و سعادت ابدي است. اسلام ميخواهد كه انسان خليفة خدا باشد. اسلام انساني ميخواهد داراي كرامت، قدرت انتخاب، مسلط بر خويش، عاقل، مسئوليتپذير و ارزشگرا، لذا تمام تكاليف ديني براي حراست از عقل و كرامت انسانها است، بر اساس سخنان امام علي7 كرامت انساني زير بناي بسياري از مراتب والاي انساني و اساس ترقي و تكامل انسان به حساب ميآيد آن حضرت ميفرمايد: (من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهواته) «كسيكه داراي كرامت نفس باشد شهوات در پيش او بيارزش خواهد بود» و در روايتي ديگر ميفرمايد: (من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصية) «كسيكه داراي كرامت نفس باشد، خود را با معصيت و گناه خوار و زبون نميكند» بله، درست است كه وجود قواي متعدد و استعدادهاي مختلف در آدمي كرامت ذاتي است ولي توجه به آنها و قدر دانستن و بكار گرفتن آنها در مسير صحيح، در حوزه كرامات اكتسابي است. لذا آن حضرت فرمود: «عالم كسي است كه قدر خويش را بشناسد و از جهل و ناداني انسان همين بس كه ارزش خود را نداند.» انسان نه دشمن خداست و نه رقيب او بلكه خليفه او بر روي زمين است. و اگر در مقام خلافت خوب كار كند با بهره بردن از مواهب الهي، به چنان رشدي ميرسد، كه هيچ خوني در زمين ريخته نشود. و هيچ حقي پايمال نگردد. و هيچ انسان گرسنه و تحقير شدهاي نباشد. آنگاه در مييابد كه رشد حقيقي بدون شناخت خدا و رضاي او حركت به سوي او محال است. و ارزشهاي ديگر، نقش واسطه را داشته و مشروطاند. ارزش حقيقي همان پي بردن به ارزش و مقام انسان است كه معرفت و محبت و اطاعت خدا را به دنبال دارد. متأسفانه قدر اين كرامت الهي در حجاب است. و در نگاه كلي به جوامع اسلامي ميتوان گفت به فراموشي سپرده شده است. و دليل آن، وجود ظلم و ستم و دور افتادن از مسير املي كرامت و گريز از دين و در بعضي اوقات ستيز با دين، آن هم نه فقط در پيروان اديان ديگر و بلكه در ميان مسلمين نيز ميباشد. و همچنين ظلم و ستم و مبارزه با كرامت انساني از سوي قدرتهاي بزرگ جهاني در زندانهاي دولتي و كشورهاي اشغال شده مثل افغانستان، عراق، فلسطين اشغالي، مصر و ... گواه ديگري بر فراموشي كرامت و مقام انسان و جايگاه او در نظام خلقت است. در اين زمينه روايات متعددي بيانگر اوضاع مردم در عصر غيبت است. مانند: اين روايت از امام هادي 7 كه فرمود: (الذي يملأ الله به الارض نوراً بعد ظلمتها و عدلاً بعد جورها و علما بعد جهلها) اين روايت حاكي از كثرت ظلم و ستم و جهل و فراگيري آن در عصر غيبت است. كه با ظهور امام4 تبديل به نور، عدل و علم ميشود. 2 – عزت نفس: از دير باز تاكنون اخلاق و اخلاقيات مورد تأمل و دقت انديشمندان بشري بوده است. پيوند آدمي با اخلاق و مسائل اخلاقي آنقدر برجسته است كه بعضي از علماي اخلاق انسان را به حيوان اخلاقي تعريف كردهاند و همواره در طول تاريخ انسانهاي پاك نهادي كه پس از تهذيب درون، به اصلاح برون و عالم انساني پرداختهاند. مورد احترام و تكريم بودهاند. امروزه نيز با توجه به توسعه اخلاق و مباحث اخلاقي در مراكز علمي و تدوين كتب متعدد در اين زمينه و حضور اساتيد فراوان در بلوك شرق و غرب و بلاد اسلامي، در ظاهر، اقبال و استقبال از اخلاق را در پي داشته است. ولي عدم توجه كافي و وافي به مسائل اخلاقي و نقش آن در سازندگي فرد و اجتماع انساني، توسط دين داران به ويژه مسلمانان، از يك سو و ديدگاههاي مكاتب مادي و تصويب مسائل خلاف اخلاق و ابتذال توسط دولت مردان بعضي از كشورها از سوي ديگر، فرهنگ اخلاق را پايمال كرده و فضاي جوامع اسلامي را آلوده كرده است. تصويب قانون ازدواج مرد با مرد، افزايش معتادان و مواد مخدر، استفاده گسترده از قرصهاي روانگردان و داروهاي توهمزا، و زير سؤال بردن بسياري از ارزشهاي اخلاقي توسط نو انديشان و دگر انديشان، معضل بزرگ، ملتها و مسلمانان محسوب ميگردد. كه گاهي در مصاحبههاي خبري از آن به بحران اخلاقي ياد ميشود. چارهي اساسي و درمان قطعي براي كساني كه دين ندارند. دين دارشدن و براي متدينين تنبه،توجه و عمل به تعاليم ديني است. چرا كه دين پشتوانهاي محكمي براي اخلاق است. نه تنها پشتوانه بلكه عدهاي دين را همان اخلاق ميدانند. در روايات ائمه اطهار 7 از اين دست تعابير فراوان است. مانند: روايت رسول خدا 9 كه فرمود: (الاسلام حسن الخلق) «اخلاق خوب همان اسلام است». و در حديثي ديگر فرمود: «الخلق وعاء الدين) «اخلاق ظرف دين است.» مكارم اخلاق و كرامات اخلاقي و انساني مانند: حيا ، توكل، احساس مسئوليت، موعظه، تكريم افرد و عزت نفس، نمونههايي است كه در تعاليم دين اسلام از سوي رهبران آسماني و بزرگان دين هميشه مورد توصيه و سفارش بوده است و خود نيز عامل آن بودهاند. ولي امروزه (عصر غيبت) به فراموشي سپرده شدهاند مخصوصاً عزت نفس، كه عوامل و موجبات آن مانند: تقوا، ايمان، اتحاد ،انصاف ، صبر و استقامت، اطاعت، قناعت ،عفو و........ خود بيش از نيمي از كرامات اخلاقي را تشكيل ميدهد. و در مقابل، موجبات ذلت مانند: نفاق، ترك جهاد، اختلاف، تجمل پرستي، طلب عزت از غير خدا و ....... نيمي از سيئات اخلاقي را در بر ميگيرد. همواره كساني كه با عزت و شرافت زندگي كرده و از جان و مال و خاندان خود گذشتهاند اما تن به ذلت ندادهاند، در تاريخ ميدرخشند. سيره و زندگاني ائمه: بزرگوار و رفتار و كردار صاحبان عزت، سند تاريخي گويايي از اين معناست. به عنوان مثال: «امام رضا 7 در برخورد و زندگي خود هيچ اندرزگونهاي كه با اهل كرامت انساني ناسازگار باشد را نميپذيرفت و همچنان به سادگي و دوري از تكلف در برخورد با ديگران بر اساس عزت و شرف انساني ادامه ميداد.» پيشوايان عزت، روايات زيادي در اين زمينه به جهان بشريت عرضه كردهاند كه ما نمونههايي از آن را نقل ميكنيم، تا با علم و سپس عمل به آن احاديث، اين كرامت انساني فراموش شده را از غربت در آوريم و در انتظار ظهور عزت دهندة اولياي الهي، حضرت مهدي4 ، همچنان اميدوار به وظايف خويش عمل كنيم. امام كاظم7 فرمود: (المؤمن اعز من الكبريت الاحمر) «مؤمن عزيزتر و گراميتر از ياقوت سرخ است.» چون عزت براي خدا و رسول او و مؤمنين است. و عزت را فقط بايد از خداوند طلب كرد.در روايتي ديگر اميرالمؤمنين علي7 فرمود: (الصبر علي الفقر مع العز اجمل من الغني مع الذل)، «شكيبايي بر تنگدستي همراه با عزت زيباتر از ثروتمندي همراه با ذلت است.» حتي در باب مردن و مرگ هم، مرگ با عزت، مرگ شرافتمندانه شمرده شده است. آنجا كه امام حسين7 فرمود: (موت في عزه خير من حياة في ذل) «مرگ با عزت بهتر از زندگي با ذلت است» زيرا زيربار ذلت رفتن گرچه براي يك ساعت هم كه باشد، منهي و مذموم است. امام علي7 در اين باره فرمود: (ساعة ذل لا تفي بعز الدهر) «يك ساعت ذلت با عزت تمام دوران زندگي برابري نميكند.» در جهانبيني اسلامي، خداوند متعال، عزيز است و عزت در مسير رضا و اطاعت او حاصل ميشود. چنان كه پيام آور عزت9 فرمود: (ان ربكم يقول كل يوم: انا العزيز فمن اراد عز الدارين فليطع العزيز) «خداوند هر روز ندا ميدهد كه من پروردگار عزيز شمايم. هر كه خواهان عزت در دو جهان است خداي عزيز را اطاعت كند.» بديهي است، اطاعت خدا يعني اطاعت رسول 9 او و ائمه اطهار 7 و اطاعت نيز بدون پذيرش ولايت آنان مفهومي ندارد. و همچنين ميدانيم معناي پذيرفتن ولايت، همان عمل به تعاليم و دستورات ديني است. همان چيزي كه دردهاي بسياري از انسانها فقط مي چرخد وبا الفاظ بازي مي شود و فلسفه بافي هاي آنان گوش فلك را كر كرده است ولي از عمل و اطاعت خبري نيست. كم نيستند كساني كه مانند سنگ قبر، تزئين شده و آرايش شدهاند. ولي درونشان مانند درون قبر متعفن است . آنكه تقوا و پاكي ندارد به گونهاي عقب مانده است و آنكه به ظاهر دارد، در مقابل متمكنين و ثروت مندان با اظهار ذلت به گونهاي ديگر. امير المؤمنين علي 7 فرمودند: (من تذلل لا بناء الدنيا تعري من لباس التقوي) «كسي كه در مقابل شفيتگان دنيا اظهار ذلت كند. با اين عمل، جامعة تقوي و پاكي را از خود به در آورده است.» انسان به دليل برخوردار بودن از كرامت ذاتي نبايد خود را ذليل كند. چه برسد به مؤمني كه علاوه بر كرامت ذاتي از كرامتهاي اكتسابي از جمله ايمان نيز بهرهمند است. همانطور كه امام صادق 7 فرمودند: (ان الله عزوجل فوض الي المؤمن اموره كلها و لم يفوض اليه ان يذل نفسه) «خداوند تمام كارهاي مؤمن را به خود او واگذار كرده است ولي به او اختيار نداده كه خود را خوار و ذليل كند.» عزت و عزت نفس كه از كرامتهاي اكتسابي است، نه تنها در تك تك افراد مورد بررسي است و گم شده ي انسان امروزي است بلكه در سطح جوامع نيز گمشدهي بلاد اسلامي است. مع الاسف بسياري از كشورهاي اسلامي با وجود فرهنگ و دين غني به علت عمل نكردن به تعاليم اسلامي و عدم رويكرد صحيح به منبع نوراني ديني دچار خود باختگي، تحقير و خواري و ذلت شدهاند. و چشم طمعشان به دنياي پر زرق و برق، ثروت و قدرت جهان كفر دوخته شده است. و عزت، رضاي خدا، توكل به خدا و استمداد از خداوند متعال را به فراموشي سپردهاند و تبعاًملت و مردم خود را به ناكجا آباد رهنمون ميكنند. عمل نكردن به دستورات اسلام، و به دنبال كرامت انساني نرفتن و آن را كسب نكردن و از دست رفتن عزت نفس، در واقع در غربت قرار دادن اسلام است. كه در روايات ما اين حالت در عصر غيبت، به تمامه آشكار ميگردد. ابن عباس از رسول خدا 9 چنين نقل كرده است: (قال ص: الاسلام بدأ غريباً و سيعود غريباً كما بدأ فطوبي للغرباء قيل: و ما الغرباء؟ قال : الذين يصلحون اذا فسد الناس) پيامبر 9 فرمود: اسلام با غربت شروع شد و بزودي بر ميگردد در حالي كه غريب است پس خوشا به حال غريبان گفته شد: آنان چه كسانياند؟ فرمود : كساني كه اعمال نيك انجام ميدهند در هنگامي كه مردم فساد ميكنند. «آري حفظ كرامت انساني و عزت نفس كه نتيجة عمل به دين است، در عصر غيبت بسيار مشكل ميشود، همانطور كه امام صادق 7 پس از بيان مطالبي دربارة مهدي موعود4 فرمود: (ان لصاحب هذا الامر غيبة المتمسك فيها بدينه كالخارط لشوك القتاد بيده ....) «همانا براي صاحب اين امر غيبتي است كه تمسك و عمل كردن به دين در آن زمان مانند كشيدن دست (به صورت عكس) بر درخت يا بوتة قتاد است.» يعني همانطور كه اين عمل بسيار مشكل است و دست را زخم ميكند، دينداري و عزيزبودن در آن زمان نيز بسيار دشوار خواهد بود. روايات داراي اين مضامين كه ميگويند: در عصر غيبت، دين داري سخت ميشود و غالباً دين را فراموش ميكنند و به آن عمل نميكنند و عاملين واقعي غرباي اين عصر هستند و كرامات كم رنگ ميشوند يا به فراموشي سپرده ميشوند، اين گونه روايات در كتب مهدويت، ثبت و ضبط است. كه ما با تأمل و تعمق در آن مباحث ميتوانيم به بعضي از علل فراموشي كرامتهاي انساني در عصر غيبت، پي ببريم. از جمله: 1. هواهاي نفساني و هوس هاي پوچ، كه مانند حجابي براي انسان از بيان حقايق و واقعيتها جلوگيري كرده و انسان را تهي از كرامت و شرافت ميكند. و آن گونه ميشود كه چنين انساني براي اشباع و رسيدن به خودخواهي و هواهاي خود حاضر است ديگران را به نابودي بكشاند. نامة مشهور امام علي7 به فرزندش امام حسن7، در واقع نامهاي است به تمام انسانها و درسي است براي همة ايشان.امام در قسمتي از اين نامه فرمودند: (اكرم نفسك عن كل دنية) «نفس خود را گرامي بدار و حفظ كن از هر امر پستي» و در كلامي ديگر فرمود: (... يعطف الهدي علي الهوي اذا عطفوا الهوي علي الهدي....) مهدي موعود4 زماني ميآيد كه هوا پرستي را بر هدايت ترجيح دادهاند او ميآيد و به جاي هواهاي نفساني هدايت را جايگزين ميكند. ابن ابي الحديد در ذيل اين عبارت مينويسد: هذا اشاره الي امام بخلفه الله في آخر الزمان و هو الموعود به في الاخبار و الآثار پرداختن به هواهاي نفساني يعني بنده شيطان شدن و كسي كه در جبهه تاريك شيطاني قرار گرفت ديگر نميتواند كرامات انساني و آموزههاي ديني را ببيند. و چه بسا با آنها بجنگد و حداقل آن را فراموش كند. 2. ضعف در اعتقادات و باورها: اكتفاء به دانستن و آگاهي صرف، از كرامات انساني و نبود باور صحيح و عدم اعتقاد عميق و درست، يكي ديگر از علل فراموشي كرامات انساني در عصر غيبت است. انسان اگر دارائيها و توانايي هاي ذاتي خود و استفاده كردن از آنها به نحو صحيح و نيز كسب عزت در اطاعت از خدا و قوانين الهي را باور نداشته باشد اسباب شقاوت خود را فراهم كرده است. زماني كه تمام وجود انسان فرياد برآورد و خواهان كسب عزت و ديگر كرامات شود، و ايمان قوي در قلب او شعلهور گشت، راه اصلي را پيدا كرده است. و در واقع در غصر غيبت در مسير انتظار قرار گرفته است. يقين قوي و شناخت صحيح و اعتقاد را سخ و باور عميق نسبت به صفات كرامات انساني، نه تنها مانع فراموشي كرامات انساني ميشود، بلكه هر چقدر هم غيبت حضرت مهدي4 طولاني شود، او همچنان ثابت قدم ميماند. و مانند ديگران باز نميماند. در حديثي از امام سجاد7 چنين نقل شده است كه فرمود: (ان للقائم منا غيبتين احديهما اطول من الاخري ... اما الاخري فيطول امدها حتي يرجع عن هذا الامر اكثر من يقول به فلا يثبت عليه الا من قوي يقينه و صحت معرفته و لم يجد في نفسه حرجا مما قضينا و ..........) «براي قائم ما دو غيبت است كه يكي از ديگري طولانيتر است. اما غيبت ديگر طولاني مي شود تا جائي كه بيشتر معتقدين به آن امام از اين امر باز ميگردند و بر آن ثابت نميماند مگر كسي كه داراي يقين قوي و شناخت صحيح باشد و در قلبش حرجي از آن چه كه حكم ميكنيم نبوده باشد و ...» در عصر غيبت با گذشت ساليان متمادي از عصر حضور ائمه7 و توضيح و تشريح تعاليم دين در همة رشتهها و زمينهها و وجود آثار علماي بزرگ اسلام، اكثر دين داران نسبت به كرامات انساني و اخلاقيات و صفات حسنه اخلاقي، آگاهي دارند. و زمينهي پرورش آن كرامات نيز فراهم است. ولي كافي نيست، چرا كه صرف دانستن راه به جائي نميبرد. بايد عمل نيز در كار باشد. و محرك عمل همان باور و اعقتاد صحيح است، همان عاملي كه امروزه كمياب است. و نتيجهاش فراموش كردن و به كار بستن كرامات انساني در عمل است. <!--[if !supportLists]-->3. <!--[endif]-->غيبت امام عصر4: يكي از مهمترين علل فراموشي كرامات انساني يا كم رنگ شدن و عمل نكردن به آن كرامات به معناي واقعي، بهره نبردن از حضور ظاهري و فيزيكي امام زمان4 است. بيترديد آن حضرت با اين كه در پس پردة غيبت به سر ميبرد، امامت در باطن دارند. و ما از امامت معنوي ايشان بهره ميبريم، و معتقديم كه او واسطة فيض و غيبت ايشان، سري از اسرار الهي است. و از سوي ديگر ترديدي در آثار وجودي و حضور ظاهري و فيزيكي آن حضرت نداريم، چرا كه حضور ظاهري ائمه 7 در عصر خود داراي بركات و آثار فراواني بوده است. و كساني كه محضر آنان ميرسيدند، هدايت شده و وجودشان متأثر از حالات معنوي ائمه 7 ميشد. زندگي، كردار، رفتار، حركات و سكنات، مرام و منش آن حضرت، درس و الگوي مردم، و سيره و سنت آنان اتمام حجتي براي مردم بوده است. تعداد كساني كه با مشاهده اعمال آنها ايمان آوردند و متنبه شدند كم نبوده و نيز تعداد كساني كه ايمان خواهند آورد و زير پرچم امام عصر 7 (پس از ظهور) قرار خواهند گرفت كم نخواهند بود. موعودي كه اسلام و اهل آن را، عزت ميبخشد و ما را در مسير طاعت خداوند قرار ميدهد و كرامت دنيا و آخرت را نصب ما خواهد كرد. همانطور كه امام باقر7 اين گونه دعا ميكرد: (اللهم انا نرغب اليك في دولة كريمة تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فيها من الدعاه الي طاعتك و القادة الي سبيلك و ترزقنا بها كرامة الدنيا و الآخرة)مردان بزرگي چون اباذر، سلمان، مالك اشتر، شهداي كربلا، و هزاران شاگرد دانشگاه امام صادق 7 و ديگر شاگردان ائمه 7 ستارگاني هستند كه افتخارشان، تربيت شدن نزد مربيان نوراني و الهي است. اين نمونهها و نمونههاي ديگر درعصر ظهور امام7، همان گونه كه در روايات آمده است، دليل محكمي بر آثار وجود و حضور ائمه و هدايت واقعي تحت نظر آنان است. نتيجه گيري : در ميان كرامت هاي انساني فراموش شده در عصر غيبت دو كرامت عزت نفس و توجه و بهره مندشدن از مقام وجايگاه انسان به دليل اهميت و ارتباط با بسياري از كرامات ديگر ملموس تر واساسي تر است كه در عصر غيبت به دلائل مختلف به فراموشي سپرده شده ويا از آن غفلت شده است.دلائلي مانند:عدم شناخت از سيره ي ائمه اطهار(ع) وضعف اعتقادات وباورها،پيروي از هواهاي نفساني،غائب بودن امام(ع)وعدم حضور فيزيكي ايشان براي همه مردم در جهت هدايت وبهره مند شدن مردم از ابعاد وجودي آن حضرت.كه با علاج اين موانع يعني با شناخت و آگاهي ،تقويت بنيان هاي اعتقادي ،عمل به تعاليم اسلامي و مبارزه با هواهاي نفساني ونيزارتباط معنوي با امام زمان(ع) وبهره بردن از ديگر شئون امام، مي توان به آن كرامات دست يافت و آنها را كسب كرده و به كار بست و رضايت خداوند وامام زمان (ع) را بدست آورد. منابع - قرآن كريم
- نهجالبلاغه،ترجمه محمد دشتي،نشر بخشايش،قم،چ دوم،1380ش.
- مفاتيح الجنان،، شيخ عباس قمي ، انتشارات وفائي ، قم
- الكافي، محمد بن يعقوب كليني ، دار الكتب الاسلاميه ، چ ششم
- كمال الدين و تمام النعمه، محمد بن علي بن بابويه،( شيخ صدوق) ، مسجد جمكران
- بحار،محمد باقر مجلسي،دارالتعارف،بيروت،چ اول،1421ه ق.
- وسايل الشيعه، ، شيخحرعاملي ، موسسه آلالبيت ، قم ، 1414 هجري
- غررالحكم و دررالكلم ، عبدالواحدالتميميالآمدي ،موسسه اعلمي
- مستدرك الوسائل،، ميرزا حسين نوري طبرسي، چ اول، ال البيت ، بي جا، 1408 هـ .
- اقبال الاعمال،سيد بن طاووس،دارالكتب الاسلاميه،چ اول،1367ش.
- معجم الملاحم و الفتن ،سيد محمود ده سرخي اصفهاني،المطبعه العلميه،چ اول،قم،1420ه ق.
- منتخب الاثر، لطف الله صافي گلپايگاني،مكتبه البوذرجمهري،چ دوم ،تهران
- القاموس المحيط، فيروزآبادي،داراحياءالتراث العربي، بيروت،1424ه ق.
- دائرة المعارف الشيعيه العامه، علامه حائري،موسسه الاعلمي، بيروت،1413ه ق.
- ميزان الحكمه،محمد محمدي ري شهري،چ اول،دار الحديث،قم،1378ش.
- المعجم الوسيط، ابراهيم مصطفي و ...،المكتبه الاسلاميه، استانبول.
- لسان العرب، ابن منظور، دارصادر، بيروت، هفت جلدي.چ اول،1998م.
- فرهنگ جامع نوين، احمد سياح، انتشارات اسلام،چ اول.
- فرهنگ فارسي، دكتر محمد معين ، نشر سرايش ، تهران،1380ش.
- معارف قرآن، آية الله مصباح يزدي،موسسه امام خميني،چ اول،قم.
- روزنامه شرق، ش 142، 3 اسفند 1382،دموكراسي يا كرامت انساني، علي حاجلي.
- روزنامه همشهري ويژه نامه سوم اسفند 1383،نقد دريدا بر دكارت ، احمد پارسازاده.
- كيهان، اول آذر/ 83 ، حقوق جهاني بشر از ديدگاه اسلام و غرب، مصاحبة دكتر گودمارنر با علامه جعفري.
- سايت خبري بيبيسي ،فتاواي علماء پيرامون حقوق بشر، آيةالله منتظري.
- سايت آستان قدس رضوي،
<!--[if !supportFootnotes]-->
<!--[endif]--> . فتاواي علماء پيرامون حقوق بشر، آيةالله منتظري، سايت خبري بيبيسي. <!--[if !supportFootnotes]-->[15]<!--[endif]--> . دوگانه بودن بيان قرآن كه در بخشي از آيات انسان را ستوده و در بخش ديگري او را سرزنش كرده و نكوهيده است ما را به اين حقيقت رهنمون ميسازد كه انسان از ديدگاه قرآن داراي دو نوع كرامت است: ذاتي و اكتسابي و به عبارت ديگر هستي شناختي و ارزش شناختي. ر.ك: انسان شناسي، محمود رجبي،ص 154. .غررالحكم،ص478،الفصل التاسع في العز. .وسايل الشيعه،ج16،ص157،باب12 و الكافي،ج5،ص63،باب كراهه التعرض لمالايطيق. <!--[if !supportFootnotes]-->[57]<!--[endif]--> .بحار،ج88،ص6،باب2 و اقبال الاعمال، ص 585 . ترجمه: «خدايا ما اميد داريم به تو در دولت كريمي كه اسلام و اهلش عزيز ميشوند و نفاق واهلش ذيل ميشوند و تو ما را در آن دولت از دعوت كنندگان به طاعت خود و رهبري به راه خود قرار ده و روزي ما كن كرامت دنيا و اخرت را»
|