از جمله مباحث مهم و کاربردی در عصر حاضر پرداختن به موضوع دولت منتظر و جهانیسازی است. در اندیشه سیاسی شیعه از آنجا که آموزه امامت محور و اساس است. مهدویت نیز دارای جایگاه و اهمیت ویژهای است. چرا که با تحقق تعالیم مهدوی و در نهایت با تحقّق حکومت جهانی مهدوی، ظلم و ستم از جوامع انسانی رخت برمیبندد . یکی از تعالیم اساسی مهدویت، آموزة انتظار و زمینهسازی ظهور حضرت مهدی(ع) در عصر غیبت است که به طور طبیعی آموزش و فرهنگ سازی و اجرای احکام و قوانین اسلام و نیز تعلیم آموزههای مهدوّیت و بسترسازی و اجرای آن در جامعه با ایجاد حکومت و دولت ممکن و میّسر مي شود. زیرا مبنای حرکت و قوانین آن همان تعالیم اسلام و آموزههای مهدویت از جمله انتظار می باشد. و از سوی دیگر یکی از ویژگیهای مهدویت بُعد جهانی آن است. زیرا مهدویت به گروه و سرزمین یا نژاد خاصّی تعلّق ندارد بلکه تدبیری الهی است برای همه انسانها. لذا دارای گستره جهانی است گرچه این امر در ادیان دیگر یا افکار عمومی جهان به منجیگرایی و موعودگرایی معروف و مشهور است.
بُعدی که بر فضیلت و سعادت تأکید دارد و غایت اصلی آن زمینه سازی براي رسيدن به سعادت وتكامل همه انسانهاست.همان هدفي كه دولت منتظر با ويژگيهاي خود در ايجاد و تحقق آن گام برمي دارد. از نکات مهم و قابل تأمل در اندیشه مهدویت همین بُعد جهانی حکومت مهدوی است. و در واقع دولت منتظر در انتظار ظهور منتظر جهانی و در مسیر تحقّق حکومت جهانی است. از سوی دیگر سخن از جهانی سازی و جهانی شدن است که از سال 1960 میلادی به بعد در محافل سیاسی مطرح و در دههی اخیر بسیار برجسته شده است. گرچه این نظریه به دنبال فروپاشی و زوال بلوک شرق پر رنگتر شد و در جهان سیاست ظاهراً مسئولیتی جهانی را برای آمریکا و متحداّنش به ارمغان آورد. و امروزه از جهانی سازی به معنای تکقطبی شدن جهان تحت رهبری ایالات متحده بیشتر یاد می کنند. که از ویژگیهای آن حملات نظامی به کشورها با نادیده گرفتن حقوق بینالملل و حقوق انسانها به بهانه، حقوق بشر، دموکراسی و آزادی است. و جالبتر این که گاهی جهانیسازی را با جهانیشدن خَلط کرده و برای تسلیم دولتها و ملّتها از آن به عنوان یک پروسه و فرآیند تخلّف ناپذیر یاد می کنند. و اجازه تصمیمگیری و حرکت بر خلاف آن را به کسی نمیدهند. و هر حرکتی برخلاف آن روند را شکست خورده تلقّی می کنند. اما حالا دیگر مشخص شده که تب تند جهانیسازی به عرق نشسته است. کسانی که مدّعی بودند میتوانند جهان را یک شبه تسخیر کنند اکنون باور دارند این کار سختتر از آن است که تصّورش را می کردند. و در واقع مقاومت و مقابلهی مردمی آنان را به عقبنشینی وادار کرد. وامواج انقلابهای مخملی (براندازی نرم) را در هم شکست و عامل دیگر جهانیسازی غربی یعنی ارتش را در باتلاقی سخت و عمیق گرفتار کرد که اشغال عراق و افغانستان نمونه بارز آن است.اما دولت منتظر که ویژگیها و اهداف و حرکت خود را در مقابل جهانیسازی غربی میبیند برای مقابله و حفظ ماهیّت و فرهنگ خود چارهای جز اندیشیدن و پیدا کردن راهکارهای مناسب در برخورد با چنین پدیدهای ندارد. راهکار و برنامهای که بر اساس فرهنگ غنی مهدّویت و تعالیم اسلام تنظیم شده و در راستای سعادت و رستگاری بشر باشد. بدون تردید با اندیشه و تفکّر، عمل و اتحّاد مسلمین میتوان از سلطه اقتصادی، سیاسی ،فرهنگی و نظامی کشورهای ثروتمند و قدرتمند که در رأس آنها آمریکاست جلوگیری کرد و یا حداقل آنان را از ادامه سلطه و عملی ساختن طرح رهبری تحمیلی بر جهان بازداشت. در این مقاله به رابطه میان دولت منتظر و جهانیسازی پرداخته شده و در صدد پاسخ به این سؤال است که آیا اساساً میان آن دو رابطهای برقرار است و یا اینکه میان آن دو هیچ رابطهای وجود ندارد و نسبت آنها تقابل است و با هم معارضاند؟ و از سوی دیگر، دولت منتظر چه تدابیر و راهکارهایی برای مقابله با جهانیسازی دارد و می تواند از آنها بهره ببرد؟ و برای پاسخ به این سوالات به طور طبیعی سوالات فرعی خودنمایی میکنند که در خلال بحث به آنها هم پاسخ داده خواهد شد سوالاتی از این قبیل: دولت منتظر چگونه دولتی است و چه ویژگی هایی دارد؟جهانیسازی چیست؟ آیا جهانیسازی با جهانیشدن و نیز با عُولمه یا عالمیشدن یکی است و دارای یک معناست؟ و یا این که با هم متفاوتند؟ و...... بدین جهت پس از بیان مفهوم انتظار ،دولت، دولت منتظر و ویژگیهای آن به مفهوم جهانیسازی و جهانیشدن و ویژگیهای جهانیسازی و نواقص آن پرداخته و در آخر راهکار و برخورد دولت منتظر با پدیدههای جهانیسازی مورد بررسی قرار گرفته است. واژگان کلیدی: انتظار - دولت منتظر- جهانی سازی- جهانی شدن-حكومت جهاني انتظار: یکی از ارکان اصلی و از مهمترین آموزههای مهدویت انتظار است. واژهای که در توصیف و توضیح آن مطالب بسیاری گفته شده است امّا هیچکدام بیان کننده اصل معنای آن نیست. چرا که غالباً آن را به معنای «چشم به راه بودن» تعریف کردهاند. در حالی که این فقط ترجمه تحت اللفظی است. و کلمه عربی انتظار را به فارسی برگرداندن و ترجمه کردن است. برخی دیگر همچون صاحب مکیال المکارم انتظار را به حالت و کیفیت نفسانی تعریف کردهاند. که با این توصیفات ذهنی نمیتوان حقیقت آن را درک کرد. عدهای نیز با توجه به روایات متعدد در این باب، انتظار را از سنخ عمل دانسته و آن را به بهترین و با فضیلتترین اعمال تعریف کردهاند. اما با کمی دقت و تامّل به نظر می رسد انتظار یک امر کاملاً وجدانی است به طوری که اگر کسی واقعیت آن را وجدان نکرده باشد هرگز نمی تواند با توصیفات ذهنی، حقیقت آن را بفهمد. انتظار یک معنای پایهای و بسیط است. پایه است و چون قابل تحویل به مفاهیم دیگر نیست. و بسیط است چون قابل تجزیه و تحلیل به مفاهیم سادهتر نمیباشد. و تنها راه درک آن وجدان حقیقت آن می باشد. از این رو گفته شده است: انتظار غیر قابل توصیف است و تعاریف و توضیحات موجود، تعریف به لوازم و ملزومات آن مي باشد. مانند: گرسنگی، تشنگی، محبت، شادی و خشم و ... مثلاً: از لوازم حُب به دیگران و محبت، زیاد یاد کردن و آرزوی دیدن او را داشتن و دلتنگی کردن برای محبوب است. و یا مانند: تهُّیؤ و آمادگی در تعریف انتظار که در واقع از لوازم انتظار است. زیرا ایجاد حالت درونی و قلبی دارای آثار خارجی مختص به خود نیز می باشد که یکی از آن آثار آماده بودن برای خدمت به منتظَر است. با این اوصاف اگر بپذیریم که انتظار مانند گرسنگی یک امر دورنی و وجدانی است به طور طبیعی امری غیر اختیاری نیز خواهد بود. یعنی بدون اختیار و اراده انسان در وجود او پدید می آید. پذیرفتن این سخن نیز در ابتدا توهّم تعارض با برخی از روایات باب انتظار را بوجود میآورد. چرا که در روایتی از امام علی(ع) چنین نقل شده است. (انتظروا الفرج ولا تیأسوا من روح الله...)«منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند نا امید نباشد» یعنی به انتظار که امری است غیر ارادی امر شده است و بدیهی است که امر کردن به امور غیر ارادی صحیح نیست و از انسانهای بزرگی چون ائمه اطهار(ع) صادر نمیشود.از این رو در جواب توهّم مذکور میتوان گفت: امر به انتظار در واقع امر به مقدمات آن است نه خود انتظار و مقدمات انتظار مانند: یقین داشتن به وقوع چیزی و نزدیک دانستن وقوع امری و دوست داشتن آن وضعیتی که به وقوع آن علم دارد و نیز دوست داشتن آن کسی که خبر از آمدنش دادهاند. همگی اموری هستند ارادی و اختیاری و انسان تا آن مقدمات را در وجود خود ایجاد نکند انتظار معنا و مفهومی نخواهد داشت.به هر جهت با نگاه به معنای انتظار در تعاریف و کلمات علماء و اندیشمندان که غالباً آن را امری درونی و روانی می دانند و نیز با نگاه به معنای انتظار در روایات که از سنخ عمل می باشد می توان نتیجه گرفت : انتظار هم امر درونی و کیف نفسانی است و هم امر بیرونی و از سنخ عمل است. از این رو انتظار فقط یک عقیده و اعتقاد نیست که تنها در عالم ذهن باشد بلکه عقیدهای است که عمل را به دنبال دارد. به عبارت دیگر، انتظار هم بینش است و هم گرایش. نکتهی دیگری که نباید از آن غفلت کرد این است که واژه انتظار از واژههای متضایف است یعنی با شنیدن آن دو واژه منتظِر و منتظَر نیز معنا پیدا میکند و اساساً حامل انتظار شخص منتظِر است. بدین جهت هر جا که سخن از انتظار مثبت و منفی است. سخن از منتظر واقعی و غیر واقعی، اوصاف و وظایف منتظران و همچنین سخن از منتظَر هم می باشد. از این رو انتظار در این مقاله همان حالّت و کیف نفسانی است که به سبب مقدماتی در انسان بوجود می آید و او را به سوی اعمالی خاّص می کشاند. پس : ← انتظار = حالت درونی + عمل منتظر و منتظران در فرهنگ مهدویت دارای اوصاف، ویژگیها و وظایفي هستند که در جای خود به طور مبسوط مورد بحث قرار گرفته است. گاهی این اوصاف و وظایف برای مجموعهای است به نام دولت كه از آن به دولت منتظر تعبیر می شود که توضیح آن خواهد آمد. نکتهی دیگری که در بحث از انتظار حائز اهمّیت است، فلسفه انتظار است یعنی سخن از انتظار و امید به آینده جهان بشریت و اين كه چه نتیجهای برای امروز ما دارد؟ آیا در انتظار مصلح و منجی بودن و ایمان به ظهور مصلح بزرگ جهانی واکنشی از وضع نابسامان مسلمانان در دورانهای تاریک تاریخ است؟ (همانگونه که برخی چنین توهّم کردهاند) یا یک فکر وارداتی است که از عقاید یهودیان و مسیحیان گرفته شده است . (همانگونه که برخی تحت تاثیر افکار غربیها، چنین پنداشتهاند) در حالی که اعتقاد به چنین ظهوری ریشه در فطرت و اعماق وجود انسان دارد .به طور مسلّم انتظار دارای فلسفههای زیادی است که خودسازی فردی در زمینههای علم و آگاهی، آمادگی، اخلاق و رفتار و نیز دگرسازی و اصلاح دیگران و همچنین زمینهسازی حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) نمونههای بارز و جامع آن میباشد. فلسفهای که شامل دولت منتظر هم میشود و برای آن برنامه و تکالیفی وضع میکند و این امری است طبیعی، چرا که انتظار در فرهنگ مهدویت دارای محتوایی اصلاحگر، تحرکّ آفرین، تعهدآور، ارجمندترین نوع بندگی حق تعالی و برترین عمل و تلاش سازنده است. انتظار در فرهنگ شیعه، انسان ساز، دگرساز و زمینهساز است. از این رو با تعالیم اسلام مانند امر به معروف و نهی از منکر، ظلمستیزی و زیر بار زور و ستم نرفتن، جهاد، هجرت، احساس مسولیّت، دفاع از کیان اسلام و ............. سازگار و هماهنگ است. دولت منتظر: در بیان دولت منتظر باید در ابتدا مفهوم دولت و سپس دولت با وصف منتظر مورد بررسی قرار گیرد. دولت به معنای وسیع کلمه عبارت است از: جامعهای که در آن قدرت سیاسی طبق قوانین اساسی تعیین و تشریح شده و در مفهوم عام به معنای مجموعه سازمانهای اجرایی است که قدرت اداره جامعه به آن داده شده است.دولت طبق تعریفی حقوقی کاملترین سازمان متمرکز و متشکل سیاسی، اولین، اصلیترین و مهمترین عضو جامعهی بینالمللی است که از اجتماع دائم و منظّم گروهی از افراد بشر که در سرزمینی معین و مشخص به طور ثابت سکونت گزیده و تابع یک قدرت سیاسی مستقل، هستند تشکیل شده است.به عبارت دیگر مفهوم دولت، همان معنای و سیع، رایج و امروزی آن است که عناصر چهارگانه سرزمین، جمعیّت، حاکّمیت و حکومت را در بر دارد که در متون کلاسیک و علوم سیاسی توصیفات و خصوصیاتی برای آن ذکر کرده اند که اهم آنها عبارتند از: 1- دولت مفهومی اعتباری، انتزاعی و غیر مشخص است. 2- دولت نهادی است که انحصاراً حق توسّل به قدرت و خشونت مشروع را دارد. 3- دولت مظهر مصلحت عمومی است. 4- مهمترین کار دولت، تأمین رفاه و امنیّت است. اما پس از تبيین مفهوم دولت و مفهوم انتظار در قسمت قبل، لازم است روشن شود که آیا می توان حالتی چون انتظار را بر دولت یا جامعه تطبیق داد؟ آیا همان گونه كه تصور فردی منتظر دارای معنا و مفهوم است. تصور و ترسیم جامعه یا دولتی منتظر نیز معنادار است؟ و اساساً منتظر خواندن دولت از کدام یک از عناصر آن نشئت می گیرد؟ آیا به علّت این است که سرزمین آن اسلامی است؟ یا این که جمعیتي مسلمان و معتقد به ظهور امام(ع) دارد؟ و یا این که چون حاکمیت دولت، اسلامی است و انتظار نیز یکی از تعالیم آن میباشد، به وصف انتظار توصیف شده است؟ با بررسی تأمل در گزینههای احتمالی و قابل طرح می توان گفت: وصف انتظار برای دولت مانند وصف اسلامی بودن برای دولت بالعرض است و بواسطه ساکنان مسلمان و منتظر ،به اسلامی و منتظر توصیف می گردد. چرا که جمعیّت و ساکنان قابلّیت آن را دارند که منشأ هر حکومتی شوند. بدین جهت جامعه اسلامی می تواند پذیرای حکومت اسلامی شود. همان طور که جامعهی منتظِر خاستگاه دولت منتظِر می باشد. اما نکتهی مهّم در این جا این است که دولت منتظر یعنی دولتمردانی که خود از منتظران ظهور و از منتخبین جامعهی منتظرند و همچنین سیاستهای دولتی آنان نیز متناسب با انتظار و فرهنگ انتظار است. دولت منتظر در واقع مسؤلیّت خطیر انسان سازی و ساختن جامعه ای ایدهآل و نیز زمینهسازی و فراهم کردن بسترهای ظهور را دارد همانگونه که وصف اسلامّیت برای دولت بیانگر این مطلب است که قوانین دولت باید الهی و از منبع وحی سرچشمه گرفته باشد در مجموع، دولت منتظر، مجموعهای است از انسانهای معتقد و مؤمن به ظهور حضرت مهدی(ع) که سیاست ها و وضع قوانین آن بر مبنای تعالیم اسلامی به ویژه آموزههای مهدوّیت و در رأس آنها فرهنگ انتظار است به گونه اي كه جامعه را به سوی زمینهسازی برای ظهور منجی و حکومت جهانی مهدوی سوق میدهد و برای این کار نیز دارای برنامه و سیاست های اصولی و راهبردی است. ویژگی های دولت منتظر: دولت منتظر از نگاهی دیگر همان دولت اسلامی است و یا حداقل دارای مشترکات بسیاری است. دولت منتظر علاوه بر مشروعیّت الهی و اجرای احکام و قوانین اسلامی نسبت به آینده جهان و اوضاع آن و عقیده و فرهنگ مهدوّیت حسّاسّیت بیشتری نشان میدهد و برنامههای خاصّی طراّحی میکند . برخی از ویژگیهای دولت منتظر عبارتند از: 1- ترویج فرهنگ مهدّویت: دولت منتظر مروّج فرهنگ مهدوّیت است که معمولاً با ارتقای شور مردم در این زمینه بوسیله وسایل ارتباط جمعی در مناسبتها و ایاّم خاصّ و غیره... قابل اجرا می باشد و در مرحله بعد سعی میکند این شور را به شعور یعنی عقلانیت برساند تا هم شناخت و معرفت مردم را افزایش دهد و هم از آسیب ها و انحرافات و خرافات جلوگیری کند و از سوی سوم آن را به ثبات برساند و ماندگار کند تا در برابر شبهات و چالشها دچار لغزش نگردد. 2- زمینهسازی برای ظهور: گرچه اساس تشکیل دولت اسلامی و منتظر خود یکی از زمینههای ظهور است. اما در عین حال با سه عنصر رهبر عالم و اندیشمند، برنامه جامع و کامل و خواست مردم و آمادگی آنها میتواند در این مسیر قدم بر دارد. بدیهی است که تمام تلاش و سعی دولت منتظر در عنصر سوم متمرکز میشود. زیرا در نظام اسلامی، تامین رهبران الهی و عالِم در واقعه غدیر خم توسط رسول اکرم(ص) انجام شده است. و در دوران غیبت کبری نائبان عام و ولی فقیه این وظیفه را به نحو احسن انجام میدهند. و عنصر دوم نیز با رسالت پیامبر اسلام(ص) و نزول قرآن و دستورات خداوند به عنوان یک برنامه جامع و کامل که تضمین کننده سعادت بشر است، ابلاغ شده و در دسترس همگان میباشد. اما عنصر سوم محل کار و تلاش دولت منتظر است یعنی آمادگی و تربیت و پرورش مردم در حوزههای مختلف علمی، اجتماعی، فرهنگی و ....... و اساساً مردم با دولت منتظَر از طریق دولت منتظِر آشنا میشوند و شاخصها و ملاکات آن دولت کریمه را در ابعاد کوچکتر در همین دولت منتظِر مییابند و با نمونههای کوچک آن آشنا میشوند مثلاً با دیدن عدالت گرایی و حرکت به سوی عدالت و محور قرار دادن آن در امورات مردم، می توانند گسترش عدالت و فراگیر شدن آن را در دولت مهدوی تصور کنند و تا اندازهای به آن پی ببرند. 3- معنویت گرایی: یکی دیگر از ویژگیهای دولت منتظر توجّه و اهتمام به امور معنوی و تقویت آن در افراد جامعه و حاکم کردن روح معنوی در فضای جامعه است. امروزه که بحران معنویت از معضلات و مشکلات عمده انسان به شمار میآید دولت منتظر بر اساس رسالت خود زمینههای ارتباط با خدا را ایجاد کرده و در ابعاد مختلف آن را تقویت میکند. پر واضح است که نهادینه کردن امور معنوی و ارزشهای واقعی، اخلاق، رفتار و گفتار اسلامی بهترین زمینه ، صعود منتظران و کسب آمادگی برای ظهور دولت منتظَر میباشد.ظهور و بروز معنویت گرایی در دولت منتظِر فقط به امور فردی و عبادی نیست بلکه ممکن است گاهی در قالب سیاستهای اجتماعی مانند: کرامت و عزت انسان، عدالت، کرامت صالحان و مستضعفان ظلم ستیزی و ... باشد و گاهی در قالب اصول اقتصادی مانند: توزیع عادلانه، فقر زدایی، آبادانی و عمرانی و ........ نمایان شود. و گاهی در قالب فرهنگی مانند: احیای قرآن و سنت معصوم ، خرافه زدایی از دین، ارتقای شناخت و سطح فکری مردم و ...... نمایان شود. به هر جهت دولت منتظر علاوه بر این که نسبت به رفاه و معشیت و زندگی مادی ،خود را مسئول می داند. ترویج معنویت و فرهنگ آن را نیز از خصوصیات و ویژگیهای جدا ناپذیر خود معرّفی می کند و آن را شعار و پرچم حرکت و نشانه هویّت خود به شمار میآورد. ادامه دارد................
|